اولین بای بای
آوای مهربونم ...نصف روز رو با تو نبود ن و دلتنگی برای در آغوش کشیدنت از یک سو و گرمای مطبوع هوا از سوی دیگه باعث شد که دیروز دلم بخواد با دخملکم به پارک برم. دوتایی با هم رفتیم پارک بانوان و من از بودنت تو بغلم کلی کیف کردم. ماشاا... سنگین شدیا! کم کم باید به فکر خرید کالسکه برای دخترمون باشیم. وقتی داشتیم از پارک بر می گشتیم خانم بغل دستی مون که هنوز روی نیمکت نشسته بود برات بای بای کرد و تو که بای بای رو یاد گرفتی ، برای اولین بار تو زندگیت براش بای بای کرد. و چقدر من از این لحظه لذت بردم. خیلی دوستت دارم و هر روز خدا رو برای داشتنت شکر می کنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین بای بای
